|
بيمه، نقش
اساسى در جبران آثار مالى ناشى از تحقق خطر
بيمهشده براى آحاد جامعه دارد. خدمتى را که بيمه
به جامعه ارائه مىکند، مىتوان به هفت گروه بخش
کرد:
تأمینکنندهٔ
امنیت مالی برای فعالیتهای بازرگانی/کمک موثر در
تزیع نسبی هزینه ها/یکنوع پسانداز/
انتفاع اجتماع از بیمه/افزایش کارایی بازرگانان/افزایش اعتبار بیمه
گذار/تأمین سرمایه برای درآمد بالقوهٔ آینده/
تأمينکنندهٔ امنيت مالى براى فعاليتهاى بازرگانى
انواع بيمه (بيمهٔ عمر، بيمهٔ آتشسوزي، بيمهٔ حمل
و نقل، بيمهٔ مسئوليت، بيمهٔ اعتبار، بيمهٔ تضمين،
بيمهٔ مهندسي، بيمهٔ کشتي، بيمهٔ محصولات کشاورزى
و جزء آن) در سطح گسترده با جبران خسارت و
زيانهاى مالي، بازرگانان را در مقابل بىتعادلى
مالى ناشى از تحقق ريسکهاى احتمالى حمايت
مىکنند. بيمهگذار، تنها مبلغ اندکى متناسب با
ريسک در مقايسه با پتانسيل خسارت حق بيمه
مىپردازد و با خيال آسوده، بىآنکه بخشى از
سرمايه و ذخاير خود را براى جبران خسارت و زيان
مالى ناشى از تحقق انواع خطرها را کد بگذارد،
مىتواند از تمام امکانات مالى خود در گسترش و
توسعهٔ فعاليت خويش بهره گيرد.
آتش، اموال، دارائي، موجودى کالا و هرچه در دسترس
باشد را مىسوزاند و نابود مىکند. همهٔ مردم از
جمله بازرگانان در معرض تهديد خطر آتشسوزى قرار
دارند که نمىتوان براى آن زمان معينى پيشبينى
کرد. بىاطميناني، ويژگى خطر بيمه شده است.
بيمهگر با استفاده از آمار و حساب احتمالات و
تجربهٔ خويش، اجتماعى از طبقات مختلف خطر را بر
اساس محاسبات رياضى که تدوين مىکند بررسى و قيمت
پوشش (حق بيمه) را محاسبه مىنمايد. بىاطمينانى و
اتفاقىبودن، عنصرى است که در مورد تکتک ريسکها
مطرح مىشود. وظيفهٔ بيمهگر، حذف آثار زيانبار
مالى ناشى از تحقق ريسکى است که بيمه مىشود. تنها
تفاوتى که رشتههاى مختلف بيمه با هم دارند، در
مورد خطر بيمهشده، طبقات مختلف ريسک، تواتر و شدت
خسارت است.
براى مثال، در رشتهٔ بيمهٔ اشخاص نيز بيمهگر ريسک
اتفاقى را بيمه مىکند. تنها ريسکى که وقوع آن
حتمى است ولى بيمه مىشود، خطر مرگ است. دليل
بيمهپذير بودن آن هم مشخص نبودن زمان مرگ است که
به آن ويژگى ريسک بيمهپذير بودن را داده است. در
بيمههاى اشخاص نيز بيمهگر همانند بيمهٔ اموال و
مسئوليت، از تجربه و محاسبات رياضى و جدول مرگ و
مير براى تعيى حق بيمه استفاده مىکند.
براى مثال، بيمهگر بر اساس تجربه مىداند که از
۱۰۰،۰۰۰ نفر مرد ۲۰ ساله، ۹۲۵ نفر آنها قبل از
رسيدن به سن ۲۵ سالگى بهدلايل مختلف مىميرند لذا
وى با تکيه بر اين آمار و ساير اطلاعاتى که از
بيمهشده در اختيار دارد نرخ بيمه را بر اساس
محاسبات رياضى تعيين مىکند.
افزایش کارایی بازرگانان
طبيعى است که انتقال ريسکهاى اتفاقى به دوش
بيمهگر، توانائى بازرگان را افزايش مىدهد. يک
بازرگان با عوامل بسيارى مواجه است که در موفقيت
او اثر مستقيم دارند و او نمىتواند از کليهٔ
امکانات مالى خود در جهت فعاليت بازرگانى خويش
استفاده کند. ولى هنگامىکه خاطر او از برخى
خطرهاى احتمالى آسوده شد و تأمين کافى از طريق
بيمه بهدست مىآورد، کليهٔ تلاش خود را معطوف به
عوامل مستقيم و مهم تجارت خويش خواهد کرد. در
نتيجه، قادر خواهد بود که تعهدات خود را به موقع
انجام دهد و اعتبار خود را در صحنهٔ بازار رقابتى
بالا ببرد. براى مثال، جوانى سرمايهٔ اندک خويش را
در امر تجارت صادرات بهکار مىاندازد؛
سرمايهگذارى اين جوان در معرض تهديد خطرهاى ناشى
از حمل و نقل، آتشسوزى و جزء آن قرار دارد. او
ممکن است بعد از مطالعه و شناخت خطرهاى مختلفى که
کسب و پيشهٔ جديد او را تهديد مىکنند، از
سرمايهگذارى که تنها پسانداز و همهٔ سرمايهٔ او
است پشيمان شود. تنها با اتکاءِ به بيمه است که
اين جوان مىتواند با خيال راحت پسانداز خود را
به تجارت اختصاص دهد و موفق شود. پس بيمه در
توسعهٔ تجارت و بازرگانى نقش مؤثرى ايفاء مىکند.
مثال ديگر، ريسکى است که در فعاليت مشترک ممکن است
پيش آيد. هرگاه يکى از شرکاء در حين فعاليت فوت
کند، وارثان او سهمالشرکهٔ خود را طلب خواهند کرد
و يک فعاليت مشترک توأم با موفقيت ممکن است به
شکست انجامد. زيرا با فوت يکنفر، شريک يا شرکاءِ
ديگر، ناگزير بايد رقم سنگينى به وارثان متوفا
بپردازند. در اين حالت، سرمايهٔ باقيمانده ممکن
است پاسخگوى تعهدات و ادامهٔ فعاليت نباشد. بيمهٔ
عمر، پاسخگوى چنين مشکلى است. با داشتن بيمهٔ عمر،
وارثان متوفا بىدرنگ از مزاياى آن بهرهمند
مىشوند و فعاليت شرکت بىهيچ وقفهاى ادامه
مىيابد. بنابراين با تأمين بيمهنامهٔ عمر، خطر
خروج ناگهانى بخشى از سرمايهٔ شرکت بهدليل فوت
يکى از شرکاء حذف مىشود.
کمک موثر در تزیع نسبی هزینه ها
يکى از مزاياى بيمه، توزيع صحيح هزينه بين عوامل
ايجادکنندهٔ آن هزينه است. دارندهٔ هر بيمهنامه
به تناسب ريسک و هزينهٔ خويش، حق بيمه مىپردازد.
براى مثال، توليدکننده، توزيعکننده، مصرفکننده،
مؤسسهٔ حمل، مالک و جزء آن به نسبت ريسک خود حق
بيمه مىپردازند و در صورت تحقق خطر هرکدام از
عوامل پيشگفته، بهاندازهٔ خسارت و زيان وارده،
از بيمهگر خسارت دريافت مىکنند. در صورت نبود
بيمه، توليدکننده تمام هزينهها و خسارتهاى ناشى
از تحقق ريسکها را (مانند بدهکاران بدحساب،
آتشسوزي، سرقت و جزء آن) بهقيمت تمامشدهٔ کالا
اضافه مىکند و از مصرفکننده دريافت مىدارد.
همين وضعيت براى مؤسسات حمل، اجارهکنندۀ کشتي،
کاميونها و جزء آن مطرح است. بهندرت پيش مىآيد
که خسارت به نسبت بين عوامل توليد تقسيم شود. در
بيمهٔ اشخاص، متخصصان آکتوئرى و رياضيدانان هستند
که وظيفهٔ محاسبات مخلتف را برعهده دارند. اينان
نهتنها حق بيمه را محاسبه مىکنند بلکه محاسباتى
نظير ميزان ذخاير فنى ارزش بازخريد بيمهنامه و
وامهائى را که بيمهگذار مىتواند به اعتبار
بيمهنامهٔ عمر دريافت نمايد نيز انجام مىدهند.
در بيمهٔ آتشسوزي، عوامل مختلفى مستقيماً در تحقق
ريسک مؤثر هستند. بيمهگر با بررسى آنها و ميزان
تأثير آنها، نرخ بيمه را محاسبه مىکند. در بيمهٔ
حمل و نقل، محاسبات آمارى براى رسيدن به نرخ واقعى
از پيچيدگى خاصى برخوردار است. متخصصان در
زمينههاى مختلف، از رياضيدانان گرفته تا
آمارگران، بايد در تهيهٔ اطلاعات مورد نياز
محاسبهٔ نرخ همکارى کنند.
افزایش اعتبار بیمه گذار
امروزه اعتبار، يکى از عوامل مهم موفقيت در تجارت
بهشمار مىرود. بيمه، به هر شکل و در هر رشتهٔ
آن، اعتبار و تضمينى است بىچون و چرا. در مرهونات
بانکي، مرهونه در گرو وامدهنده قرار مىگيرد ولى
هرگاه مرهونه بر اثر حادثهاى نظير آتشسوزى يا
ساير خطرها از ميان برود، وامدهنده ديگر تضمينى
براى بازپرداخت اقساط باقيمانده نخواهد داشت. بيمه
اين تسهيلات را در اختيار مؤسسات اعتبارى و
وامگيرندگان قرار مىدهد. انواع بيمههاى
بازرگانى امنيت فعاليت را براى بازرگانان در مقابل
خطرهاى مختلف فراهم مىکنند. به طورىکه مىتوان
گفت، شرکتهاى بيمهٔ بازرگانى در حال حاضر قسمت
عمدهٔ خطرهائى را که موجب خسارت و زيان بازرگانان
مىشوند، تحت پوشش قرار مىدهند.
يکنوع پسانداز
هم در بخش بيمههاى اشخاص و هم در بخش بيمههاى
اموال، بيمه يکنوع پسانداز تلقى مىشود. اگر
شخصى اموال، دارائى و کسب و پيشهٔ خود را بيمه
نکند، مفهومش آن است که بيمهگر خود باقى مىماند.
بنابراين بايد بخشى از ذخاير و سرمايهٔ خود را
براى مقابله با تحقق انواع ريسکها بلوکه کند و در
صورت ورود خسارت و زيان نيز معلوم نيست که آيا
مبلغ نگهدارىشده تکافو خواهد کرد يا نه. بنابراين
با بيمهکردن، اين شخص مىتواند بدون تشويش خاطر
با کل سرمايه و ذخاير، فعاليت خود را ادامه دهد.
در بيمههاى اشخاص هم انواع بيمهنامههاى عمر به
شرط حيات و به شرط فوت، آتيهٔ بيمهشده را تأمين
مىکنند.
تأمين سرمايه براى درآمد بالقوهٔ آينده
بيمه به مفهوم سرمايهگذارى توان درآمدى آينده
است. براى مثال، يک شرکت مالى داراى ارزشى است که
در صورت ادامهٔ فعاليت بهدست مىآورد که اصطلاحاً
به آن ”سرقفلي“ مىگويند و جزءِ دارائىهاى نامرئى
محسوب مىشود و حساب آن از دارائىهاى مرئى جدا
است. در نظر بگيريد که توليد ناخالص يک ماشين پس
از کسر انواع هزينهها و استهلاک ده ميليون ريال و
عمر مفيد آن ۱۵ سال باشد. با يک حساب سرانگشتي،
ارزش سرمايهاى اين ماشين ۱۵۰ ميليون ريال خواهد
بود. بنابراين اگر بر اثر حادثهاى اين ماشين از
بين برود صاحب آن ۱۵۰ ميليون ريال از ارزش
سرمايهاى آيندهٔ خود را از دست خواهد داد. با
همان روش مىتوان تأثير مالى و ارزش اقتصادى يک
سرپرست خانواده را براى بازماندگان خود در صورت
فوت وى محاسبه کرد. اگر درآمد ساليانهٔ اين شخص
۳،۵۰۰،۰۰۰ ريال باشد تأثير مالى فوت او براى
خانوادهٔ وى با نرخ کارمزدى ۵/۲ درصد پس از کسر
کليهٔ هزينهها برابر خواهد بود با ۵۳،۲۰۰،۰۰۰
ريال. در اين محاسبه، اميد به زندگى شخص، درصد
اشتغال و نوسان درآمد در سنين مختلف، هزينهٔ زندگى
و سرانجام ارزش فعلى درآمد آينده مورد توجه قرار
مىگيرد و رقم ۵۳،۲۰۰،۰۰۰ بهدست مىآيد. اين
وضعيت براى يک شرکت بازرگانى که کارشناسان متخصص و
ماهر دارد متفاوت است. در مثال قبل، تأثير مالى از
دستدادن سرپرست خانواده براى بازماندگان او مطرح
است ولى در يک شرکت بازرگانى از دستدادن يک شخص
متخصص ممکن است ضرر و زيان هنگفتى را در پى داشته
باشد. به همين دليل است که شرکتهاى بازرگانى براى
بيمهٔ عمر کارشناسان و متخصصان خود، سرمايههاى به
مراتب بالائى را از بيمهگران تقاضاء مىنمايند.
انتفاع اجتماع از بيمه
هر ذىنفعى با پرداخت حق بيمهٔ متناسب با ريسک
معين در صورت تحقق ريسک طبق شرايط بيمهنامه خسارت
و زيان خود را دريافت مىکند. در صورتىکه نقش
بيمه تنها ارائه خدمت و پوشش به اشخاص نيست بلکه
بيمه به اَشکال مختلف در خدمت جامعه است و تمام
مردم مىتوانند از آن منتفع شوند.
تشويق مردم به پسانداز بخشى از درآمد خود
در عمل براى افراد طبقهٔ متوسط جامعه مشکل است که
پساندازى از درآمد خود داشته باشند و بعضاً به
فکر آن نيز نيستند. فروشندگان بيمهٔ اشخاص با
مراجعات مکرر خود و ايجاد نياز، آنان را تشويق به
خريد بيمه نامه مىکنند و با مراجعات مقطعى براى
وصول حق بيمهٔ بيمهنامهٔ عمر، آنان را عادت
مىدهند تا بخشى از درآمد خود را با پرداخت حق
بيمهٔ عمر پسانداز کنند. در اکثر کشورهاى جهان،
نظام تأمين اجتماعى وجود دارد که بهموجب قانون
اجبارى است و بخش عمدهاى از حق بيمه را نيز
کارفرما مىپردازد. ولى متأسفانه با افزايش سريع
هزينهٔ زندگي، ميزان حقوق بازنشستگى يا مستمرى
بازماندگان که نظام تأمين اجتماعى مىپردازد براى
ادامهٔ زندگى در سطح قابل قبول کافى نيست. به همين
دليل است که بيمهشدگان تأمين اجتماعى معمولاً به
تهيهٔ بيمهنامهٔ عمر تکميلى از شرکتهاى بيمهٔ
بازرگانى اقدام مىکنند تا بتوانند در آينده در
دوران بازنشستگى تأمين کافى داشته باشند.
انواع بيمه نظير آتشسوزي، حمل و نقل، حوادث،
مهندسي، محصولات کشاورزى و جزء آن، همه در خدمت
جامعه هستند. از طريق بيمه، تمام خسارتها و
زيانها بين جامعهٔ بيمهگذاران آن رشته سرشکن
مىشود و در صورتىکه بخشى از آن از طريق مکانيسم
اتکائى وارد بازارهاى بينالمللى شده باشد، جامعهٔ
عظيم بيمهگذاران جهانى در پرداخت خسارتهاى سنگين
مشارکت مىکنند.
بيمه، يکنوع سرمايهگذارى
بیمه نهتنها ریسک را به دوش خود منتقل میکند
بلکه ابزار مهم و مناسب پساندازی نیز است. در
بیمهٔ عمر ، بیمهگذار در تمام سالهای اعتبار
قرارداد ، حق بیمهٔ یکسانی میپردازد ، یعنی حق
بیمهٔ سال اول با حق بیمهٔ سال آخر برابر است.
بنابراین ملاحظه میشود که بیمهگذار در سالهای
اولیهٔ قرارداد ، مبلغی بیشتر از حق بیمهٔ ریسک
میپردازد و در سالهای آخر برخلاف ، این بخش از
حق بیمه حجم بالائی را تشکیل میدهد. شرکتهای
بیمه از محل سرمایهگذاری آن درآمدهای خوبی بهدست
میآورند که البته بخشی از آن به بیمهگذار تعلق
میگیرد. بخش پساندازی بیمهنامههای عمر همانند
پسانداز در بانک است ، به طوریکه بیمهگذار
میتواند از محل ذخایر ریاضی بیمهنامهٔ خود وام
بگیرد و یا آن را بازخرید کند یا اینکه تبدیل به
سرمایهٔ مخفف نماید. بیمهنامهٔ عمر تسهیلات دیگری
نیز دارد که جای بحث مفصل آن اینجا نیست. در بیمهٔ
آتشسوزی و سایر بیمههای اموال ، بیمهگر حق بیمه
را هنگام صدور بیمهنامه دریافت میکند و متعهد
پرداخت خسارت احتمالی در آینده طی مدت اعتبار
قرارداد است.
در فاصله زمانی بین زمان شروع اعتبار قرارداد و
زمان تحقق خطر بهویژه در بیمههای مسئولیت که
ممکن است سالها بهطول انجامد تا دادگاه رأی صادر
کند ، بیمهگر فرصت دارد که درآمد حق بیمهٔ خود را
که سرمایهٔ هنگفتی هم است در محلهای مخلتف نظیر
اوراق بهادار ، خرید سهام ، ایجاد مؤسسات تولیدی و
خرید مستقلات سرمایهگذاری کند. البته ناگفته
نماند از آنجا که ذخایر فنی مؤسسات بیمه ما
بهازاءِ تعهدات آنها در آینده است و باید ضمن
تأمین سود تضمینشده بهسهولت تبدیلپذیر به وجه
نقد نیز باشد لذا برای سرمایهگذاری شرکتهای بیمه
آئیننامه و مقررات خاصی پیشبینی میشود.
هماکنون شمار کثیری از مؤسسات بیمه نهتنها کلیهٔ
هزینههای خود را از محل درآمد سرمایهگذاری تأمین
میکنند بلکه از محل درآمد سرمایهگذاری تسهیلاتی
نیز برای بیمهگذاران اختصاص میدهند. سرمایههای
عظیمی که از محل جمعآوری حق بیمههای اندک
بیمهگذاران رشتههای مختلف به این صورت ایجاد
میشود میتواند در شکوفائی و توسعهٔ اقتصاد ملی
نقش ارزنده و اساسی ایفاء کند.
بيمه و ساير انواع طرحهاى مشابه، حامى وابستگان
است
انواع بیمههای عمر و حوادث ، بهداشت و درمان ، از
کارافتادگی ، بیکاری ، تأمین هزینههای تحصیل و
جزء آن ، همه بیمههائی هستند که در صورت نبود
آنها خانواده و وابستگان باید هزینههای مربوط را
خود تحمل کنند. صحیح است که بخشهای عظیمی از
طبقات مختلف جامعه تحت پوشش تأمین اجتماعی قرار
دارند ولی هستند کسانیکه تحت پوشش این نظام قرار
ندارند و از نظر اقتصادی هم در موقعیتی نیستند که
پساندازی برای تأمین آیندهٔ خود داشته باشند.
برای اینگونه افراد رهائی از وابستگی مالی به
خانواده ، انواع بیمه راهحل مناسبی است. زیرا
بیمه از سایر سیستمها و روشهای حمایتی به نسبت
ارزانتر است. طرحهای دیگری که با کمک و حمایت
دولت ایجاد میشوند نیز کمک مؤثری است در حمایت
مالی خانواده؛ مثلاً طرحی را دولت برای کارگران
ایجاد میکند ولی عضویت کارگران در آن سیستم
اختیاری است.
طرح دیگر اینکه دولت سیستم را طراحی و ایجاد و
اجراء آن را به بخش خصوصی واگذار میکند ، نظیر
طرح بیمهٔ بهداشت همگانی. همچنین طرح بیمه ممکن
است تنها با پرداخت کل حق بیمهای که
استفادهکنندگان میپردازند اداره شود یا اینکه
بخشی از حق بیمه را کارفرما یا دولت از محل مالیات
یا هر دو تأمین کنند. در ضمن ، خطرهائی وجود دارد
که بیمه توانائی ارائه پوشش برای خسارتهای ناشی
از تحقق آنها را ندارد. برای چنین خطرهائی نظیر
خسارتهای مالی و جانی ناشی از نیروگاههای
هستهای و استفاده از انرژی و برخی از خطرهای
فاجعهآمیز طبیعی ، دولت با همکاری بیمههای
بازرگانی اقدام به تأسیس صندوقهای حمایتی
مینمایند تا آحاد جامعه با حمایت دولت پوشش کافی
داشته باشند. برای حمایت از بازرگانی بینالمللی و
صادرکنندگان با حمایت دولت و مشارکت شرکتهای بیمه
، شرکتهای تضمینی و اعتباری تخصصی تأسیس میشود و
برای آندسته از خطرهائی که معمولاً شرکتهای بیمه
آنها را بیمه نمیکنند (نظیر ورشکستگی یا اعسار
خریدار ، استنکاف خریدار از پرداخت قیمت کالا ،
اعمال سیاستهای ارزی ، وقوع جنگ و جزء آن) صندوق
ضمانت صادرات تأسیس میشود.
تأثير بيمه در
کاهش خسارتها
بيمه تأثير بهسزائى در کاهش خسارت دارد: ”۱.
از طريق اعمال نرخ متناسب با ريسک“: هرچه امکانات پيشگيرى و
اطفائى بيشتر باشد بيمهگر حق بيمهٔ کمترى از
بيمهگذار مطالبه مىکند؛ ”۲.
از طريق توصيههاى ايمني“: کارشناسان بيمهگر با
انجام بازديد اوليه و بازديدهاى مقطعى توصيههاى
ضرورى را درجهت کاهش احتمال وقوع خطر به بيمهگذار
مىنمايد. به تجربه ثابت شده است که توصيههاى
ايمنى بيمهگر بسيار مفيد و مؤثر است. در بيمههاى
اشخاص، بيمهگر از طريق معاينات پزشکى و پرسشنامهٔ
پزشکى و توصيههاى ضروري، احتمال تحقق خطر را کاهش
مىدهد؛ ”۳.
از طريق تشويق بيمهگذار در کاهش ميزان خسارت“: بيمهگر کليهٔ
هزينههاى بيمهگذار را که در جهت کاهش ميزان
خسارت وارده انجام مىگيرد، ولو اينکه منجر به
نتيجهٔ مثبت هم نباشد، درحد معقول مىپردازد.
بيمهگر از طريق کارشناسان متخصص خود و با استفاده
از تجربيات گذشته توصيههاى ارزندهاى در جهت کاهش
احتمال تحقق خطر و در صورت تحقق خطر براى کاهش
خسارت وارده در اختيار بيمهگذار قرار مىدهد.
تأثير بيمه در رقابتهاى بازرگانى
بيمه، شرکتهاى بازرگانى کوچک را قادر مىسازد تا
با شرکتهاى بزرگ در شرايط مساوى رقابت کنند زيرا
شرکتهاى بازرگانى کوچک، سرمايه و امکانات توليدى
محدودى دارند. ناگزير اموال، ماشينآلات و تأسيسات
خود را بيمه مىکنند زيرا قادر به مقابله با ريسک
نيستند ولى مؤسسات بازرگانى بزرگ از آنجا که از
نظر مالى و سرمايه ازمنابع مختلف تغذيه مىشوند و
خطرهاى آنها نيز متنوع و از نظر جغرافيائى توزيع
مناسبى دارد در نتيجه ممکن است بهصورت خود
بيمهگرى آن را اداره و خسارتهاى خود را از محل
ذخاير و امکانات مالى خود تأمين کنند. در صورتىکه
براى مؤسسهٔ بازرگانى کوچک، خود بيمهگرى توجيه
فنى دارد و بهتر است تأمين بيمهاى داشته باشند و
اين امتياز خوبى براى شرکت کوچک محسوب مىشود.
البته درکنار آن دو نکته، يکى بهضرر بازرگانان
کوچک و ديگرى بهنفع آنها درخور توجه است. نکتهٔ
اول اينکه توجه بازار جهانى بيمه در جهتى است که
به بازرگانان بزرگ که سرمايههاى بالائى دارند نرخ
به مراتب پائينترى پيشنهاد مىکنند در صورتىکه
بازرگانان کوچک ناگزير حق بيمهٔ بالاترى
مىپردازند و اين مطلب، هزينههاى آنها را بالا
مىبرد و رقابت دشوار مىشود. نکتهٔ دوم اينکه
مؤسسات بزرگ بازرگانى در معرض ريسکهاى متنوع و
بالا قرار دارند و بايد حق بيمهٔ متناسب با آن را
بپردازند در حالىکه مؤسسات بازرگانى کوچک فاقد
اينگونه ريسکها هستند.
منبع :سایت
آفتاب
|